سديد الدين محمد عوفى

745

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

محبوس زندان گشته‌ام « 1 » و به دست مردى غيور « 2 » افتاده‌ام كه همهء درها بر من بسته است و پشت مراد من به سنگ جفا شكسته ، مرغى كه در قفس « 3 » بود او را چه مجال طيران باشد و كدت أطير من شوق اليكم * و كيف يطير مقصوص الجناح « 4 » اما حيلتى انديشيده‌ام ، معشوق مرا بگوى تا هنگام نيم شب در خانهء تو آيد ، و تو بامداد بايد كه بر در خانهء خود آب بسيار « 5 » بزنى و منتظر رسيدن من باشى . زال برين قرار بازگشت . زن در شب با شوهر لطف مقالى پيش آورد و گرد دلجويى او برآمد و گفت : مدتى است كه مرا هوس گرمابه مىكند و مى - خواهم كه « 6 » در حمام خود را نظافتى بحاصل كنم « 7 » ، لطفى بكن « 8 » و مرا با خود به حمام بر « 9 » ، چندانكه تن خود را بشويم و در خدمت تو « 10 » باز خانه مراجعت نمايم « 11 » . شوهر او را بدان معنى اجابت كرد ، و بامداد زن چادر بر سر افكند « 12 » و شوهر بر عقب او روان شد . در اثناى راه زن بر در خانهء آب افشانده رسيد . چون بدان موضع آمد خود را به قصد در آن خلاب بينداخت و تمامت چادر او ملوث « 13 » شد . برخاست و متحيروار در شوهر نگريست « 14 » . پس گفت : اگر لطف كنى و ازين زال « 15 » اجازت خواهى تا خود را در خانهء او بشويم نيكو

--> ( 1 ) - مج + آفتاب از راه روزن مىبينم ( 2 ) - مج + و سخت‌دل ( 3 ) - مپ 2 و مج + محبوس ( 4 ) - متن و مپ 2 و بنياد - اين بيت را ضبط نكرده‌اند ( 5 ) - متن - بسيار ( 6 ) - مپ 2 و مج + يكبارى ( 7 ) - مپ 2 و مج + اگر ( 8 ) - مپ 2 : كنى ، مج : فرمايى ( 9 ) - مپ 2 و مج : برى ( 10 ) - متن - تو ( 11 ) - مپ 2 و مج + از تو بديع نبود ( 12 ) - مپ 2 : بپوشيد ( 13 ) - مپ 2 و مج : پرخلاب ( 14 ) - مج : نگريستن + گرفت ( 15 ) - مج + كه درين دهليز نشسته